متن عربی قرآن عموما همراه با ترجمه فارسی آن منتشر شده و به مردم این امکان را داده است تا معنی فارسی هر آیه را بیابند. حال اگر متن عربی را بر داریم تنها ترجمه فارسی آن را به نشر برسانیم چه چیزی از قرآن کم خواهد شد و چه تفاوتی با متن دو زبانه آن خواهد داشت؟ سئوال دیگر هم این خواهد بود که اصولا چه ضرورت دارد که در این عصر نگران ترجمه شدن یا نشدن قرآن باشیم؟
سخیداد هاتف از جمله کسانی است که به این پرسش ها حساسیت نشان داده و به برخی از آن ها پاسخ گفته است. خلاصه حرف هاتف در هر دو مقاله این است که قرآن حاوی دستورات اجرایی نیست. آن چه در قرآن آمده است مربوط به توحید و معاد ( اعتقادات) می شود. توقع اینکه ما نیازمندی های امروزه خود را از قرآن بخواهیم بیهوده است. وی در این ارتباط می گوید: " پیام اصلی قرآن ایمان آوردن به خدا و – نیز- معاد است و در سراسر قرآن از مومنان چیزی بیش از این ایمان طلب نمی شود". معنی دیگر سخن آقای هاتف این است که قرآن چیز تازه ای در ارتباط با احکام و معاملات و مسایل جاری زندگی ندارد. چون تمام بحث این کتاب مربوط به اصول اعتقادی است چه ضرورتی دارد که آنرا ترجمه کنیم؟ وی در ادامه این بحث می گوید: "واقعیت این است که قرآن سراسر تکرار یک دعوت است. این طور نیست که ما سوره یی را بخوانیم و با خود بگوییم : " خوب این سوره که تمام شد. ببینم در سوره ی بعدی مساله چیست و چه گونه مورد بحث قرار می گیرد". در سوره ی بعدی هم سخن همان است و دعوت همان". خلاصه سخن هاتف اینست که قرآن چیزی حد اقل تازه در باب احکام ندارد.
سخن بعدی هاتف اینست که خواندن قرآن با هدف فهمیدن کار بیهوده ای است. قرآن مثل کتاب های عادی دیگر نیست که با خواندن آن بتوان آنرا فهمید. معنی دیگر سخن هاتف اینست که فهمیدن قرآن امر محالی است. زیرا وقتی از طریق خواندن فهم آن میسر نباشد از هیچ راهی میسر نخواهد بود.
آقای هاتف با این مقدمات نشر قرآن به زبان فارسی - بدون متن عربی- را کار پسندیده ای ندانسته و حد اقل ضرر آنرا این می داند که قرآن از لب طاقچه ها نیز پایین خواهد آمد و قداست آن شکسته خواهد شد.
قبل از اینکه به دو ادعای اولیه ایشان بپردازم می خواهم آخرین دعوت ایشان را به بحث بنشینم: قرآن را همیشه با متن عربی آن چاپ کنید تا محترم بماند.
این سخن نشان گر نگرانی ایشان نسبت به حفظ حرمت قرآن است اما این نگرانی برخاسته از این باور است که قرآن هیچ جایی در دل مردم نداشته و امیدی نمی توان به پایداری آن داشت. مثل اینست که به هر بادی مشعل قرآن خاموش شدنی باشد. پس لطفا به این میراث گذشته گان تان بادی نوزانید. آنرا در حصار عربی اش نگهدارید تا نگهداشته شود ورنه از لبه طاقچه ها نیز سقوط خواهد کرد.
چین برداشتی از وضعیت قرآن منطبق با واقعیات جامعه ما نیست. قرآن اگر بدون متن عربی هم باشد تا زمانی که روی جلد آن نوشته شده باشد "قرآن" همچنان حرمت و غزت خواهد داشت. برای مردم ما قرآن کتاب شعر و غزل نیست که گاهی دل آزار شود و گاه دل آور. بنا براین نگرانی ایشان در این خصوص جدی نیست. اما اگر نگرانی ناشی از دست بردن در قرآن باشد می تواند محل تردید و تفکر واقع شود. وقتی که آیه های قرآن همراه با متن عربی اش چاپ شود امکان مقایسه و برابری همواره موجود و امکان دخل و تصرف و تغییر تقریبا نا ممکن است اما بدون متن عربی تصرف در آن ممکن است میسر شود. اگر مراکز رسمی دینی کار تطبیق و تایید متون یک زبانه قرآن را به عهده بگیرند این مشکل نیز بر طرف خواهد شد.
اما کل حرف آقای هاتف اینست که قرآن کتابی نیست که باید آنرا خواند. چون به باور ایشان راهی برای فهم قرآن موجود نیست. از طرف دیگر ایشان قرآن را کتابی می داند که تنها یک دعوت را تکرار می کند و آنهم توحید و معاد است. این دعوت هم با خواندن یک آیه قابل دریافت است. پس چرا باید به خود زحمت خواندن آنرا بدهیم؟
بر خلاف نظر آقای هاتف عقاید تنها یکی از سه موضوع اصلی مورد بحث قرآن است. آیات مدنی عموما آیاتی است که در آنها از احکام بحث می شود. هر چند در آیات مربوط به احکام نیز تکرار وحدانیت خدا و وجود روز جزا تکرار می شود. اما به باور من تکرار توحید و قیامت در هر جایی متناسب با فضای حکم است و این تکرار صرفا به معنی یاد آوری وحدانیت خدا نیست بلکه نشانه ای است از تضمین و تهدید بر اجرای آن حکم.
ناگفته پیداست که قرآن یکی از اصولی ترین پایه فقیه شیعه و سنی است. نص و سنت و عقل و اجماع. چگونه می توان ادعا کرد که قرآن چیزی جز بحث اعتقادی نست. اگر مراد ایشان اینست که در روزگار ما از قرآن نمی شود استفاده دموکراتیک و تکنالوزیک کرد بحث دیگری است.
نگاه غیر فنی به قرآن می تواند به انکار دوستانه آن ختم شود. گفتن اینکه قرآن چیزی برای خواندن ندارد یا خواندن قران با نخواندن ان برابر است می تواند پیامدهای نا بهنجاری در جامعه ما داشته باشد.
امیدوارم آقای هاتف به تفسیر های معتبر قران دسترسی داشته باشند. خواندن بعضی از این تفسیرها کمک می کند تا توان قرائت امروزی از قرآن در ما ایجاد شود.
ما قبل از همه چیز به ترویج تفسیر ضرورت داریم. تفسیر قرآن می تواند کاملا امروزی و مطابق نیازمندیهای عصری ما صورت گیرد.
نشر ترجمه فارسی قران بدون متن عربی اش اگر یک حرکت سیاسی از طرف ناشر آن نباشد می تواند اغازی برای نگاهی زمینی و انسانی به قران باشد. ما ضرورت داریم که قران ها را از لبه طاقچه ها پایین آورده و وارد زندگی خود کنیم. اگر قرآن با متن عربی که هیچ بلکه با خط طلا هم لب طاقچه باشد چیزی از مشکل ما را حل نخواهد کرد.
آخرین حرفم این است که من عمیقا به باز آفرینی فراوده های دینی باور دارم. به یک جنبش روشنفکری دینی که بتواند قران را یکبار دیگر زنده کند. نشر فارسی قران را قدمی می دانم که از قداست های جاهلانه به سمت قداست اگاهانه برداشته شده است.

